همه مردان شاه
خلاصه کتاب :
شب بخیر ، آقای روزولت
در نیمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳ ، وقتی که کاروانی غیر عادی در دل تاریکی پیش می رفت ، بیشتر مردم تهران در خواب بودند . پیشاپیش کاروان ، خودرویی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن ، دو جیپ و چند کامیون ارتشی پر از سرباز ، در حکت بود . روز ، استثنا داغ بود اما فرا رسیدن شب ، آرامشی به همراه آورده بود . هلال ماه می درخشید ، شب زیبائی برای سرنگونی یک دولت بود .
سرهنگ نصیری ، فرمانده گارد سلطنتی ، با خاطری آسوده و در خودروی زرهی نشسته بود و برای این آسودگی خاطر دلیل داشت ، حکمی از شاه ایران ، مبنی بر عزل نخست وزیر ، محمد …









