خلاصه کتاب :
( فقر فلسفه ) برای نخستین بار در تابستان ۱۸۴۷ بزبان فرانسه منتشر شد . اساس این نوشته علیه گرایش های رفرمیستی در جنبش کارگری است . این اثر پاسخی است به ( فقر فلسفه ) پرودن و جهان بینی پر از تناقض و خیال پردازانه خرده بورژوائی او که می کوشید در مقابل با توسعه سرمایه داری – که برای او عواقب نابود کننده ای دارد – مقابله کرده و در عین حال سعی کند که شالوده اقتصاد سرمایه داری ، یعنی مالکیت خصوصی بر وسایلتولید و کار مزدی را حفظ نماید . کارل مارکس در این نوشته نشان می دهد که تمام نقشه هایی که برای از بین بردن ( جنبه های بد ) سرمایه داری در چهارچوب مناسبات سرمایه داری ، طرح می شوند ، فاقد هرگونه پایه تئوریکاست . مارکس به این ترتیب با ایدئولوژی رفرمیستی – که حاملان آن سعی دارند به وسیله برنامه اصلاحاتی جزئی ، بطقه کارگر را از مبارزه برای انقلاب سوسیالیستی باز دارند – به مقابله می پردازد .
( فقر فلسفه ) یکی از مهمترین آثار تئوریک سوسیالیزم علمی است . مارکس با انتشار این اثر فلسفی – اقتصادی ، برای اولین بار اصول تعالیم ماتریالیستی خود را در مورد قوانین مربوط به تکامل اجتماعی انتشار می دهد . کارل مارکس در این اثر برخی از ایده های اساسی مربوط به تاکتیک مبارزه طبقاتی پرولتاریا را تکامل می دهد .
مارکس در ( فقر فلسفه ) جهان بینی ایده آلیستی و متدهای متافیزیکی پرودون را مورد استفاده قرار می دهد و جهان بینی علمی نوین پرولتری را تشریح کرده و از آن به دفاع می پردازد …